۴ سال گذشت! برای ما که زود گذشت ولی خدا میداند برای مادرهای نداها و سهرابها یا برای آنهایی که از آن موقع تا حالا در زندانها هستند، چگونه سپری شده است. ۴ سال گذشت و جمهوری اسلامی این غدهٔ سر طانی که ۳۴ سال است با دروغ و تزویر و زور و شکنجه و شلاق و تجاوز جنسی و کشتار و اعدام و سرکوب و دزدی وشارلاتان بازی و بستن درهای دنیا بر روی مردم در سرزمینمان ریشه دوانیده است، دوباره با صرف هزینههای هنگفت به دست پا و زدن رذیلانهای برای برگزاری سیریک انتخاباتی جدید افتاده است.
۱۳۹۲ فروردین ۸, پنجشنبه
۱۳۹۱ اسفند ۱۸, جمعه
چرا اورپا ییان حمله هیتلر را فراموش کردند اما ایرانیان حمله اعراب را فراموش نمی کنند؟
بانژاد پرستی و تمام مظاهر آن به شدت مخالفم. میدانم که نگاهنژاد پرستانه چه نگاه زشت و زننده و شرم آوری است! اینها رو میگویم به این دلیل که ممکن است در ذهن خوانندگان این مطلب شک و شبهه ایجاد بشود که نویسنده، نگاه نژاد پرستانه به موضوع دارد یا شاید هم بگویند این یکی از همان آریایی نژادها یا آریایی پیشه هاست. چند روز پیش مطلبی را یکی از دوستان فیس بوکیام که به ظاهر روزنامه نگار هم میباشند در صفحه فیس بوکش منتشر کرده بود که با این عنوان چرا عدهای از ایرانیان هنوز با اعراب دشمنند در صورتی عربها ۱۴۰۰ سال پیش به ایران حمله کردند و هر چی بوده گذشته و تمام شده است و همچنین نوشته بودند:
به شخصه چند مورد ازدواج لهستانی و آلمانی، چکی و آلمانی و نروژی و آلمانی اطراف خود دیدم. اصرارم روی آلمانی بودن یکی از طرفین به این دلیل است که آلمان در جنگ جهانی دوم دمار از روزگار این کشورها و مردمش درآورده بود. مثلن در لهستان بیش از پنج میلیون و ششصد هزار و در چکسلواکی بیش از سیصد و چهل هزار انسان کشته بود. در نروژ نیز که آن روزها حدود دو میلیون جمعیت داشت زندگی حدود ده هزار انسان را - که بیشتر غیرنظامی بودند - از آنها گرفته بود. حالا باید مردم این کشورها پس از هفت دهه، صفحههایی در فیس بوک با عنوان «آلمانی هرچه باشد مرا دشمن است» ایجاد و دشمن تراشی میکردند؟
البته با ایشون موافقم چونکه هیتلر در جنگی خانمان سوز و ویران کننده به این کشورها حمله کرد و همه مردم این منطقه رواز هستی و نیستی ساقط کرد و روزگارشون را سیاه کرد اما هیتلر اگر به این کشورها حمله کرد و میلیونها آدم بیگناه رو کشت دیگر آیین و روسومی که حدّ و رجم و قتل و حرق، پایههای اصلیش باشد از خودش به ارث نگذاشت. فقط کافی کمی تاریخ رو بخونیم تا متوجه بشویم که چگونه این آیین رسوم در هر دوره چوبی برای کوفتن بر سر مردم بوده است. آداب و رسومی که از اعراب به ارث رسید، در دورهٔ حکومت صفوی به واسطهٔ اعتبار و اقتداری که برای ملاها منظور کردند عملن شکل و شمائل خاصی به خود گرفت و تا به امروز نیز ادامه دارد. در نظام جمهوری اسلامی روحانیون قدرت را در تمامی عرصهها در دست گرفتهاند و بر همهٔ ابعاد زندگی ایرانیان سایه انداختاند. به همین دلیل به دوستان توصیه میکنم که کتاب دو قرن سکوت نوشته زنده یاد دکتر زرین کوب رو اگر تا حال این کتاب با ارزش را نخواندهاند، حتمن بخوانند.
استاد زرین کوب علل شکست امپراطوری ساسانیان را با آن شکوه وعظمت از اعرابی که در آن زمان از پستترین و پراکندهترین مردم روی زمین بودند رو بدین گونه شرح میدهد: آیا این پیروزی شگفت انگیزه و نابیوسیدهای که در جنگ با ایران بهرۀ عرب گشت و همۀ جهان را به عبرت و شگفت افکند تایید آسمانی بود؟ کسی که به نیروی غیبی اعتقاد میورزد شک ندارند. اما محقق کنجکاوی که برای هر امری علتی روشن میجوید، این گفته رو باور نمیکند. خلل و فساد داخلی و نفاق و شقاق باطنی بود که بزرگان و سران ایران رو به هم درانداخته بود.
اشتراک در:
پستها (Atom)
